خداحافظ آقای ف

آقای ف رفت.

آقای ف رفت چون باید می رفت. من خیلی وقت بود فهمیده بودم وقت رفتن آقای ف شده. رابطه که قهوه ای میشه همیشه اونی که شامه قوی تری داره زودتر دوزاریش می افته که همه چی داره تموم میشه و اون یکی هی توی گوه دست و پا میزنه تا روزی که باورش بشه رابطه قهوه ای رو نمیشه کاریش کرد. رابطه که قهوه ای میشه هی آدمای رابطه سعی می کنن برگردن به عقب و ببینن کجای رابطه اشتباه کردن که کار به اینجا کشید، گاهی هم یه کارایی برای اصلاح رابطه می کنن ولی دیگه دیر شده. رابطه که قهوه ای میشه دیگه همه چیز آدمای توی اون رابطه تبدیل میشه به ایراد. به آینه دق. رابطه که قهوه ای میشه یواش راه رفتن آقای ف برای من میشه سهل انگاری و جلو جلو راه رفتن من میشه برای اون احساس حقارت. همه چی میشه تحمل. میشه بول شت. ولی وقتی داری تنهایی زندگی خودتو میکنی بار زندگی برات مثل یه یخچال گنده و سنگینه که مجبوری ببریش توی انباری و میدونی خودت تنهایی باید یه برنامه ای برای حملش بکشی. تصمیم میگیری خورده خورده از اینطرف اونطرف هولش بدی تا برسونیش به مقصد. اما یهو یکی میاد توی زندگیت و زیر این یخچال رو میگیره و توهم تصمیم میگیری بهش اعتماد کنی و با کمک اون یخچال رو بلند کنی تا برسونی به انباری . اما وسط راه یهو زیر یخچال رو ول میکنه و میره. یخچال برمیگرده روت. هرچقدرم قوی باشی برمیگرده روت و تو زیرش له میشی، چون تو فقط یه طرفشو گرفته بودی. این یه واقعیته. تو هر چقدرم قوی باشی نمیتونی یهویی اون یخچال رو هندل کنی. بهرحال آقای ف رفت و من دارم سعی می کنم خودمو از زیر یخچال بکشم بیرون و یخچال رو بلند کنم و همونجوری کم کم هل بدم .

آقای ف خوب بود. توی مسائل مالی دقیق بود و من مجبور نبودم نگران تاریخ های سررسید چک ها باشم. خودش همه چیو هندل می کرد و هر وقت پولی لازم بود من بدم بهم میگفت. من توی این چیزا مزخرفم. سررسید چک ها یادم میره. من توی دوستی مزخرفم. بطور مزخرفی صادقانه انتقاد می کنم و اصولن هیچکس هم با این اخلاق من حال نمی کنه. من توی ریلیشن شیپ مزخرفم. من ممکنه توی همه اینا مزخرف باشم ولی توی یه چیز خیلی خوبم و اونم حذف کردن آدما از زندگیمه. آقای ف از زندگی من حذف شد، و من تنها کاری که کردم این بود که از زیر یخچال بلند شدم ، یخچال رو وایسوندم ، خودمو تکوندم و به همون سرعت مورچه ایم برای کشوندن یخچال ادامه دادم. انگار نه انگار که از سرم داره خون میاد. انگار نه انگار که شاید یکی از دنده هام زیر یخچال شکسته باشه و تنفسم سخت شده .

بعضی اتفاقا باید بلخره بیفته و تو همیشه منتظرشونی. انگار یه صدای زنگی که هر چند وقت یه بار توی گوشت میشنوی، مثل شمارش معکوس. وقتی شمارش معکوس به صفر می رسه دوباره اون زنگ رو می شنوی و می فهمی وقت خداحافظی شده. دیشب من و آقای ف بهترین سکس زندگیمونو باهم داشتیم. سکس خداحافظی. صبح پا شدم و چمدون آقای ف گوشه اتاق بود.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

7 پاسخ برای خداحافظ آقای ف

  1. Raymon :گفت

    هنوز پستهای قبلیت در مورد آقای «ف» رو خوب یادمه. تعریفهات ازش و حال و هوای اوایلت باهاش و…

    الآن که پستت رو خوندم، برگشتم یه نگاه به خانم «پ» که خوابیده انداختم. الآن، حال و هوای اون اوایل تورو دارم. ولی یه تصویر ازش اومد جلوی چشمم، که یخچال رو ول میکنه و میره.

  2. سوزان :گفت

    پاییزِ جنده که میاد منم مث ِ درختا برگا رو ول می کنم تو هوا تا برگای جدید بتونم تو وجودم جوونه بزنن . من پاییزا عاشق نمی شم ، عشقم رو تموم میکنم

  3. آقای ف :گفت

    من یک آقای ف هستم متاسفانه :/
    و آقای ف بودن به شدت سخت و مزخرفِ.
    به طرز باورنکرنی ای غیر قابل هضمِ

  4. Nomad :گفت

    تو چرا يهو نديده و نشناخته بلاك ملاك ميكني آدمو خب؟ ميدونم دنياي كثيفي شده، ولي هميشه هم اينهمه خشونت ضرورتي نداره ها :)))

      • Nomad :گفت

        تو تنها شبكه اجتماعي كه من حضور دارم. همونجا كه همه عكس ميذارن هي ؛) ديدم خيلي وقته خبري ازت نيست خواستم بيام احوالپرسي در بسته بود. حالا فداى سرت اومده بوديم خودتونو ببينيم اينجا و اونجا نداره كه. خودت خوبي؟ يخچال سالمه؟ برديش انباري جادرجا نزنش به برقا دوباره، بذار برفكاش آب شه اول

      • nakedwritings :گفت

        ممنونم. آره ! اول باید برفکا آب شه 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s