بایگانی ماهانه: آوریل 2015

از مقوله منفور تا سوپاپ اطمینان

من توی خانواده ای بزرگ شدم که زنهایش پشیزی از ارگاسم نمیفهمند. نسلهای یک مقدار قدیمیترمان حتی سکس را چیز بد و منفور و کار زنهای فاحشه میدانستند و شاید در خلوتشان خدا را سرزنش می کردند که چرا چنین … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | 3 دیدگاه

باید بروم

طبق معمول هر شب دوش میگیرم، برای خودم چای آرامش بخش دم می کنم می روم توی تختم و با گوشی ام ور می روم تا خوابم ببرد. ایندفعه که چایم تمام شده بود و رفتم فروشگاه یک بسته دیگر … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | 6 دیدگاه

قفس

ریلیشن شیپ مثل یه قفس می مونه. اما قفس داریم تا قفس. مثل وقتی گرسنه ای دور و برت هیچ غذایی نیست ولی توی یه قفس که درش بازه غذاس. میتونی بری توی قفس غذا بخوری، و خیالت راحت باشه … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | 4 دیدگاه

یه دنیا عشق

دیروز تولدشون بود . فرزانه و پروانه رو میگم. برای هردوشون پیغام تبریک فرستادم. اما دوتا پیغامی که زمین تا آسمون با هم فرق داشتن. به پروانه تبریک تولدش با آرزوی کلی گل و بلبل و شوهر و بچه بغل … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | 3 دیدگاه

با احتیاط عبور کنید

یادم رفته بود بگویم که آقای ف دو ماه پیش پایش را عمل کرد. پایش بخاطر یک تصادف قدیمی آسیبی دیده بود که بیشتر اوقات درد میگرفت. از وقتی عمل کرده روی کاناپه می خوابد که یک وقت من در … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | 6 دیدگاه

یک نفس عمیق

یادم نمی آید تا قبل از دیروز، آخرین روزی که اینقدر عمیقن شاد شده بودم چه زمانی بود. روز عروسی ام با آقای م ؟ آن روز هیچ احساسی نداشتم. حتی راستش یک مقدار عصبی و بی حوصله بودم.  روز … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | 5 دیدگاه